صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۳۵۱ تا #۴۸٬۴۰۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/دلم خود را به نیش غمزه‌ای افکار می‌خواهد
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/دلی و طاقت سد آه آتشین دارم
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمی‌داند
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/راندی ز نظر، چشم بلا دیده‌ی ما را
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/ز پیش دیده تا جانان من رفت
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/ز کار بسته‌ی ما عقده‌ی حرمان که بگشاید
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/ز کوی آن پری دیوانه رفتم
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/زینسان که تند می‌گذرد خوشخرام من
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/سحر کجاست که فراش جلوگاه توام
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/سد حر جان ز پی یکه سواری رسید
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/سد خانه‌ی دین سوخت به هر رهگذر از تو
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/سد دشنه بر دل می‌خورم و ز خویش پنهان می‌کنم
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگز