هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

وحشی بافقی (غزلیات)/در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است)
از وحشی بافقی
'


در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است بر حذر باش در این راه که سر در خطر است
پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است
چه کنم با دل خودکام بلا دوست که او میرود بیشتر آنجا که بلا بی‌سپر است
شمع سرگرم به تاج سرخویش است چرا با چنین زندگیی کز سر شب تا سحر است
چند گویند به وحشی که نهان کن غم خویش از که پوشد غم خود چون همه کس را خبر است