صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۱۰۱ تا #۹٬۱۵۰.

  1. دیوان شمس/بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
  2. دیوان شمس/بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
  3. دیوان شمس/بر شکرت جمع مگس‌ها چراست
  4. دیوان شمس/بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
  5. دیوان شمس/بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
  6. دیوان شمس/بر من نیستی یارا کجایی
  7. دیوان شمس/بر منبرست این دم مذکر مذکر
  8. دیوان شمس/بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
  9. دیوان شمس/بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
  10. دیوان شمس/بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
  11. دیوان شمس/بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی
  12. دیوان شمس/برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
  13. دیوان شمس/برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
  14. دیوان شمس/برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید
  15. دیوان شمس/برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
  16. دیوان شمس/برات عاشق نو کن رسید روز برات
  17. دیوان شمس/برانید برانید که تا بازنمانید
  18. دیوان شمس/برای تو فدا کردیم جان‌ها
  19. دیوان شمس/برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
  20. دیوان شمس/برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
  21. دیوان شمس/بربند دهان از نان کمد شکر روزه
  22. دیوان شمس/برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
  23. دیوان شمس/برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
  24. دیوان شمس/برجه که بهار زد صلایی
  25. دیوان شمس/برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  26. دیوان شمس/برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
  27. دیوان شمس/برخیز و بزن یکی نوایی
  28. دیوان شمس/برخیز و صبوح را برانگیز
  29. دیوان شمس/برخیز و صبوح را برنجان
  30. دیوان شمس/برخیز و صبوح را بیارا
  31. دیوان شمس/برخیز که جان است و جهان است و جوانی
  32. دیوان شمس/برخیز که ساقی اندرآمد
  33. دیوان شمس/برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
  34. دیوان شمس/برست جان و دلم از خودی و از هستی
  35. دیوان شمس/برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
  36. دیوان شمس/برفت یار من و یادگار ماند مرا
  37. دیوان شمس/برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
  38. دیوان شمس/برفتیم ای عقیق لامکانی
  39. دیوان شمس/برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
  40. دیوان شمس/برنشین ای عزم و منشین ای امید
  41. دیوان شمس/برو ای دل به سوی دلبر من
  42. دیوان شمس/برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای
  43. دیوان شمس/برو برو که به بز لایق است بزغاله
  44. دیوان شمس/برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
  45. دیوان شمس/برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید
  46. دیوان شمس/برون کن سر که جان سرخوشانی
  47. دیوان شمس/بروید ای حریفان بکشید یار ما را
  48. دیوان شمس/برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
  49. دیوان شمس/بریده شد از این جوی جهان آب
  50. دیوان شمس/بزم و شراب لعل و خرابات و کافری