صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۳۰۱ تا #۱٬۳۵۰.
- دیوان شمس/در این سرما سر ما داری امروز
- دیوان شمس/در این سرما و باران یار خوشتر
- دیوان شمس/در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
- دیوان شمس/در تابش خورشیدش رقصم به چه میباید
- دیوان شمس/در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سری
- دیوان شمس/در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
- دیوان شمس/در خانه خود یافتم از شاه نشانی
- دیوان شمس/در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده
- دیوان شمس/در خانه غم بودن از همت دون باشد
- دیوان شمس/در خانه نشسته بت عیار کی دارد
- دیوان شمس/در خشکی ما بنگر و آن پرده تر برگو
- دیوان شمس/در دل من پردهی نو میزنی
- دیوان شمس/در دل و جان خانه کردی عاقبت
- دیوان شمس/در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
- دیوان شمس/در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
- دیوان شمس/در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
- دیوان شمس/در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
- دیوان شمس/در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
- دیوان شمس/در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
- دیوان شمس/در طریقت دو صد کمین دارم
- دیوان شمس/در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
- دیوان شمس/در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
- دیوان شمس/در عشق هر آنک شد فدایی
- دیوان شمس/در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
- دیوان شمس/در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من
- دیوان شمس/در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
- دیوان شمس/در فروبند که ما عاشق این میکدهایم
- دیوان شمس/در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
- دیوان شمس/در میان پرده خون عشق را گلزارها
- دیوان شمس/در هوایت بیقرارم روز و شب
- دیوان شمس/در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
- دیوان شمس/در چمن آیید و بربندید دید
- دیوان شمس/در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
- دیوان شمس/درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
- دیوان شمس/درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
- دیوان شمس/درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
- دیوان شمس/درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
- دیوان شمس/درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
- دیوان شمس/درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
- دیوان شمس/درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
- دیوان شمس/درون ظلمتی میجو صفاتش
- دیوان شمس/دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتی
- دیوان شمس/دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
- دیوان شمس/دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
- دیوان شمس/دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
- دیوان شمس/دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
- دیوان شمس/دل آمد و دی به گوش جان گفت
- دیوان شمس/دل با دل دوست در حنین باشد
- دیوان شمس/دل بر ما شدست دلبر ما
- دیوان شمس/دل بیقرار را گو که چو مستقر نداری