هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

وحشی بافقی (غزلیات)/هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم)
از وحشی بافقی
'


هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم زهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم
این باب محبت همه اشکال دقیقست ما زحمت بسیار در این باب کشیدیم
دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافت از ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم
گر آهن بگداخته در بوته‌ی ما ریخت گشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم
هر چند خسک بود از او در ته پهلو در بستر از او محنت سنجاب کشیدیم
ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویش از غفلت این بخت گران خواب کشیدیم
وحشی نپسندند به پیمانه‌ی دشمن آن زهر که ما از کف احباب کشیدیم