هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

وحشی بافقی (غزلیات)/به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند)
از وحشی بافقی
'


به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند مرا به لطف نهان تو بد گمان نکند
تو خود مرا چه کنی لیک چشم را فرمای که آن نگه که تو کردی زمان زمان نکند
تو رنجه‌ای زمن و میل من ولی چکنم بگو که ناز توام دست در میان نکند
گرم مجال نگاهی بود زمان چکنم حکایتی که نگه می‌کند زبان نکند
هزار سود در این بیع هست خواهی دید مرا بخر که خریدار من زیان نکند
جفا و هر چه کند گو به من خداوند است ولیک نسبت ما را به این و آن نکند
بس است جور ز صبر آزمود وحشی را هزار بار کسی را کس امتحان نکند