صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۳۵۱ تا #۷٬۴۰۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/وهم بسی رفت و مکانش ندید
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرده از رخ بفکن ای خود پرده‌ی رخسار خویش
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پری رخان که برخ رشک لعبت چینند
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پندم به چه عقل می‌دهد پیر
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیداست که از دود دم ما چه برآید
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش عاقل نیاز چیست نماز
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیغام بلبلان بگلستان که می‌برد
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چشمت دل پر ز تاب خواهد
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوش باشد دمی با دوستداری
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوش باشد میان لاله زاران
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه کرده‌ام که بیکبارم از نظر بفکندی
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو از برگ گلش سنبل دمیدست
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو برکشی علم قربت از حریم حرم
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو در گره فکنی آن کمند پر چین را
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو دستان برکشد مرغ صراحی
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو سرچشمه‌ی چشم من دیده است
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو شام شد بشبستان باید کرد
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو نام تو در نامه‌ئی دیده‌ام
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم مست تو با خواب می‌کند بازی
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم مست تو می پرستم
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف