هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد)
از خواجوی کرمانی
'


پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد جان من پروانه‌ی شمع شبستان تو باد
هر پریشانی که آید روز و شب در کار من از سر زلف دلاویز پریشان تو باد
مرغ دل کو طائر بستانسرای عشق شد همدم بلبل نوایان گلستان تو باد
جان سرمستت که گشت از صافی وصلت خراب بی نصیب از دردی دلگیر هجران تو باد
سرمه‌ی چشم جهان بین من خاکی نهاد از غبار رهنورد باد جولان تو باد
تا بود گوی کواکب در خم چوگان چرخ گوی دلها در خم زلف چو چوگان تو باد
ای رخ بستان فروزت لاله برگ باغ حسن عندلیب باغ جان مرغ خوش الحان تو باد
آنکه همچون لاله از مهرش دل پرخون بسوخت سایه پرورد سهی سرو خرامان تو باد
هرکه چون خواجو صف آرای سپاه بیخودیست چشم خون افشان او سقای میدان تو باد