صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۰٬۳۵۱ تا #۴۰٬۴۰۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آخر ای سنگ دل از کشتن ما چیست غرض
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آسودگان چو نشه درد آرزو کنند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آمدم با نالههای زار هم دم هم چنان
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن منتظر گدازی چشم سیاه او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن مه که صورتش ز مقابل نمیرود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن که آیینهی صنع از روی نیکوی تو ساخت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن که اشگم از پیش منزل به منزل میرود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آن کوست قبلهی همه کس قبلهی جود رو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آهوی او که بود بیشه دل صید گهش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
- محتشم کاشانی (غزلیات)/آینهی جان به جز آن روی نیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از آن پیش رقیبان مهر ورزدیار من با من
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از بادهی لاله تو چو در ژاله میرود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از سر کوی تو با صدگونه سودا میروم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از قید عهد بندهی تو خود رسته بودهی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج
- محتشم کاشانی (غزلیات)/افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/افکنده ره به کلبهی درویش خاکسار
- محتشم کاشانی (غزلیات)/اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/امشب ای شمع طرب دوست که همخانهی توست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/امشب دگر حریف شرابت که بوده است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک