صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۵٬۰۰۱ تا #۳۵٬۰۵۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چراغی کاین همه پروانه دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم تماشای خلق در رخ زیبای اوست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم عقلم خیره شد از عکس روی تابناکش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش اگر از خواب گران برخیزد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان بر صد مرغ دل فکند آن زلف پرچین را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندان به سر کوی خرابات خرابم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندین هزار صید فتد از قفای تو
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه عقدههاست به کار دلم ز بخت سیاه
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه غنچهها که نپرود باغ نسرینش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون بتان دستی به ناز زلف پر چین میبرند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون ترک تیر افکن تویی، باید به خون غلطیدنم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون خاک میشود به رهت جان پاک ما
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون دم تیغ تو قصد جان ستانی میکند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون صبا شانه زند طرهی عنبربارش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون نرقصد جانم از شادی که جانانم تویی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چونان ز وحشت عشقت دلم هراسان است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کار من تا به زلف یار من است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش آن صنم آماده شدی جلوهگری را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش میداد خدا هر نفسم جانی چند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کام من از آن کنج دهان هیچ ندادند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی ز فتنهی آخر زمان خبر دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی پا به کوی وفا میگذارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که دامنش آلودهی شرابستی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کو جوانی که ز سودای غمت پیر نشد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کی دل از حلقهی آن زلف دو تا خواهد رفت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را