صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۳۰۱ تا #۳۳٬۳۵۰.
- عطار (غزلیات)/تا درین زندان فانی زندگانی باشدت
- عطار (غزلیات)/تا دل ز دست بیفتاد از تو
- عطار (غزلیات)/تا دل ز کمال تو نشان یافت
- عطار (غزلیات)/تا دل لایعقلم دیوانه شد
- عطار (غزلیات)/تا دل من راه جانان بازیافت
- عطار (غزلیات)/تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
- عطار (غزلیات)/تا دیدهام رخ تو کم جان گرفتهام
- عطار (غزلیات)/تا روی تو قبلهی نظر کردم
- عطار (غزلیات)/تا ز سر عشق سرگردان شدم
- عطار (غزلیات)/تا زلف تو همچو مار میپیچد
- عطار (غزلیات)/تا سر زلف تو درهم میرود
- عطار (غزلیات)/تا عشق تو در میان جان دارم
- عطار (غزلیات)/تا عشق تو را به جان ربودم
- عطار (غزلیات)/تا عشق تو سوخت همچو عودم
- عطار (غزلیات)/تا عشق تودر میان جان است
- عطار (غزلیات)/تا ما ره عشق تو سپردیم
- عطار (غزلیات)/تا ما سر ننگ و نام داریم
- عطار (غزلیات)/تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
- عطار (غزلیات)/تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
- عطار (غزلیات)/تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
- عطار (غزلیات)/تا چشم برندوزی از هرچه در جهان است
- عطار (غزلیات)/تا که عشق تو حاصل افتادست
- عطار (غزلیات)/تا که گشت این خیالخانه پدید
- عطار (غزلیات)/تا کی از صومعه خمار کجاست
- عطار (غزلیات)/تا گل از ابر آب حیوان یافت
- عطار (غزلیات)/تاب روی تو آفتاب نداشت
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای به دلستانی
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای دیشب در غایت ترسایی
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای شنگی زین نادره دلداری
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای ناگه قصد دل و جانم کرد
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای ناگه چون دید عیان من
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهای کشید در کارم
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهایم افکند از زهد به ترسایی
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهی شکر لبم دوش
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهی لولی همچون بت روحانی
- عطار (غزلیات)/ترسا بچهی مستم گر پرده براندازد
- عطار (غزلیات)/ترک قلندر من دوش درآمد از درم
- عطار (غزلیات)/تشنه را از سراب چگشاید
- عطار (غزلیات)/تو بلندی عظیم و من پستم
- عطار (غزلیات)/تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
- عطار (غزلیات)/تو را در ره خراباتی خراب است
- عطار (غزلیات)/تو میدانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
- عطار (غزلیات)/تورا گر نیست با من هیچ کاری
- عطار (غزلیات)/تیر عشقت بر دل و جان میخورم
- عطار (غزلیات)/جان به لب آوردم ای جان درنگر
- عطار (غزلیات)/جان به لب آوردهام تا از لبم جانی دهی
- عطار (غزلیات)/جان در مقام عشق به جانان نمیرسد
- عطار (غزلیات)/جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
- عطار (غزلیات)/جانا بسوخت جان من از آرزوی تو