هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

عطار (غزلیات)/تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (غزلیات) (تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم)
از عطار
'


تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم تا گوش برگشادم آواز تو شنیدم
چندان که فکر کردم چندان که ذکر گفتم چندان که ره سپردم بیرون ز تو ندیدم
تا کی به فرق پویم جمله تویی چگویم چون با منی چه جویم اکنون بیارمیدم
عمری به سر دویدم گفتم مگر رسیدم با دست هرچه دیدم جز باد می‌ندیدم
فریاد من از آن است کاندر پس درم من دربسته ماند بر من وز دست شد کلیدم
عطار را به کلی از خویشتن فنا کن چون در فنای عشقت ذوق بقا چشیدم