صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۲۵۱ تا #۳۳٬۳۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/بر در حق هر که کار و بار ندارد
  2. عطار (غزلیات)/بر درد تو دل از آن نهادم
  3. عطار (غزلیات)/بر هرچه که دل نهاده باشیم
  4. عطار (غزلیات)/برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو
  5. عطار (غزلیات)/بردار صراحیی ز خمار
  6. عطار (غزلیات)/برق عشق از آتش و از خون جهد
  7. عطار (غزلیات)/برقع از خورشید رویش دور شد
  8. عطار (غزلیات)/برقع از ماه برانداز امشب
  9. عطار (غزلیات)/برکناری شو ز هر نقشی که آن آید پدید
  10. عطار (غزلیات)/بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  11. عطار (غزلیات)/بس نظر تیز که تقدیر کرد
  12. عطار (غزلیات)/بس که جان در خاک این در سوختیم
  13. عطار (غزلیات)/بس که دل تشنه سوخت وز لبت آبی نیافت
  14. عطار (غزلیات)/بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان می‌بایدت
  15. عطار (غزلیات)/بندگی چیست به فرمان رفتن
  16. عطار (غزلیات)/بنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارش
  17. عطار (غزلیات)/به دریایی در اوفتادم که پایانش نمی‌بینم
  18. عطار (غزلیات)/به سر زلف دلربای منی
  19. عطار (غزلیات)/به هر کویی مرا تا کی دوانی
  20. عطار (غزلیات)/به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  21. عطار (غزلیات)/بودی که ز خود نبود گردد
  22. عطار (غزلیات)/بوی زلف یار آمد یارم اینک می‌رسد
  23. عطار (غزلیات)/بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  24. عطار (غزلیات)/بی تو از صد شادیم یک غم به است
  25. عطار (غزلیات)/بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  26. عطار (غزلیات)/بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
  27. عطار (غزلیات)/بی دل و بی قراری مانده‌ام
  28. عطار (غزلیات)/بی رخت در جهان نظر چکنم
  29. عطار (غزلیات)/بی لبت از آب حیوان می‌بسم
  30. عطار (غزلیات)/بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کرد
  31. عطار (غزلیات)/بیا تا رند هر جایی بباشیم
  32. عطار (غزلیات)/بیا که قبله‌ی ما گوشه‌ی خرابات است
  33. عطار (غزلیات)/بیار آن جام می تا جان فشانیم
  34. عطار (غزلیات)/بیشتر عمر چنان بوده‌ام
  35. عطار (غزلیات)/بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
  36. عطار (غزلیات)/بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  37. عطار (غزلیات)/بیچاره دلم که نرگس مستش
  38. عطار (غزلیات)/تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست
  39. عطار (غزلیات)/تا با غم عشق آشنا گشتیم
  40. عطار (غزلیات)/تا بر رخ تو نظر فکندم
  41. عطار (غزلیات)/تا به دام عشق او آویختیم
  42. عطار (غزلیات)/تا به عشق تو قدم برداشتیم
  43. عطار (غزلیات)/تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت
  44. عطار (غزلیات)/تا تو خود را خوارتر از جمله‌ی عالم نباشی
  45. عطار (غزلیات)/تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی
  46. عطار (غزلیات)/تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
  47. عطار (غزلیات)/تا خطت آمد به شبرنگی پدید
  48. عطار (غزلیات)/تا در تو خیال خاص و عام است
  49. عطار (غزلیات)/تا در سر زلف تاب بینی
  50. عطار (غزلیات)/تا دردی درد او چشیدیم