هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
محتشم کاشانی (غزلیات)/در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من) از محتشم کاشانی |
' |
| در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من | در فلک آتش افکندی آه آتش بار من | |
| در تن زارم جگر صدچاک و دل صد پاره شد | بوالعجب گلها شکفت از عشق در گلزار من | |
| چون کند پامالم آن سرو از پی پابوس او | دل برون آید ز چاک سینهی افکار من | |
| های و هویم لرزه در گورافکند منصور را | چون زنند از راه عبرت در ره اودار من | |
| خواستم از شربت وصلش دمی یابم حیات | کرد چشم قاتلش زهری عجب در کار من | |
| آن چنان زارم که بر من دشمنان گزیند زار | دوستی آخر تو کمتر کوش در آزار من | |
| محتشم هرگه نویسم شعر عاشق سوز خویش | آتش افتد از قلم در نسخهی اشعار من |