هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

محتشم کاشانی (غزلیات)/جلوه‌ی آن حور پیکر خونم از دل ریخته

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' محتشم کاشانی (غزلیات) (جلوه‌ی آن حور پیکر خونم از دل ریخته)
از محتشم کاشانی
'


جلوه‌ی آن حور پیکر خونم از دل ریخته بنده‌ی آن صانعم کان پیکر از گل ریخته
مهر لیلی بین که اشگش بر سر راه وداع همچو باران بر سر مجنون ز محمل ریخته
ترک خونریزی مسافر گشته کز دنبال او خون دل‌ها بر زمین منزل به منزل ریخته
خون رنگینم که ریزان گشته از چشم پرآب گوئی از جوی گلوی مرغ بسمل ریخته
غرفه‌ام در گوهر و در بس که چشم خون فشان از تک بحر دلم گوهر به ساحل ریخته
پیش چشم ساحرت هاروت از شرمندگی نسخه‌ی‌های سحر را در چاه بابل ریخته
صحن میدان کرده رنگ آن خون که در هنگام قتل گریه‌های محتشم از چشم قاتل ریخته