هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

محتشم کاشانی (غزلیات)/تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' محتشم کاشانی (غزلیات) (تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته)
از محتشم کاشانی
'


تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته دل بردنی به این رنگ کاریست دست بسته
چون دست آن گلندام صورت چگونه بندد گر باغبان ببندد از گل هزار دسته
تا پیش هر خس آن گل افکنده پرده از رخ چون غنچه در درونم خون پرده بسته
بنشسته با رقیبان رخ بر رخ آن شه حسن ما را دگر عجایب منصوبه‌ای نشسته
من با حریف عشقت دیگر چگونه سازم او سالم و توانا من ناتوان و خسته
دریای عشق خوبان بحری نکوست اما کشتی ما در آن بحر بد لنگری گستته
دیوان محتشم را گه گه نظاره میکن شاید در او بیابی ابیات جسته جسته