هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (غزلیات) (ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد)
از فخرالدین عراقی
'


ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد بیا، که با غم تو بر نمی‌توان آمد بیا، که با لب تو ماجرا نکرده هنوز به جای خرقه دل و دیده در میان آمد به چشم مست تو گفتم: دلم به جان آید لب تو گفتا: اینک دلت به جان آمد بدید تا نظر از دور ناردان لبت بسا که چشم مرا آب در دهان آمد نیامد از دو جهان جز رخ تو در نظرم از آنگهی که مرا چشم در جهان آمد ز روشنایی روی تو در شب تاریک نمی‌توان به سر کوی تو نهان آمد