هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

فخرالدین عراقی (غزلیات)/از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (غزلیات) (از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی)
از فخرالدین عراقی
'


از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی که ندارم بجز از لطف تو فریادرسی روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟ در سرم نیست بجز دیدن تو سودایی در دلم نیست، بجز پیش تو مردن هوسی پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق بی‌گلستان رخت چند تپد در قفسی؟ آتش هجر تو پنهان جگرم می‌سوزد لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی مکن از خاک سر کوی عراقی را دور باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی