هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

فخرالدین عراقی (غزلیات)/از غم عشقت جگر خون است باز

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (غزلیات) (از غم عشقت جگر خون است باز)
از فخرالدین عراقی
'


از غم عشقت جگر خون است باز خود بپرس از دل که او چون است باز؟ هر زمان از غمزه‌ی خونریز تو بر دل من صد شبیخون است باز تا سر زلف تو را دل جای کرد از سرای عقل بیرون است باز حال دل بودی پریشان پیش ازین نی چنین درهم که اکنون است باز از فراق تو برای درد دل صد بلا و غصه معجون است باز تا جگر خون کردی، ای جان، ز انتظار روزی دل، بی‌جگر خون است باز از برای دل ببار، ای دیده خون زان که حال او دگرگون است باز گر چه می‌کاهد غم تو جان و دل لیک مهرت هر دم افزون است باز من چو شادم از غم و تیمار تو پس عراقی از چه محزون است باز؟