هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
سنایی غزنوی (غزلیات)/ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد) از سنایی غزنوی |
' |
ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد دور از ره هجر تو وصالی دگر آمد در دیده خیالی که مرا بد ز رخ تو یکباره همه رفت و خیالی دگر آمد بر مرکب شایسته شهنشاه شکوهت بر تخت دل من به جمالی دگر آمد شد نقص کمالی که مرا بود به صورت در عالم تحقیق کمالی دگر آمد بر طبل طلب میزدم از حرص دوالی ناگاه بر آن طبل دوالی دگر آمد از سینه نهال امل از بیم بکندم با میوهی انصاف نهالی دگر آمد بر عشوه ز من رفت به تعریض نکالات آسوده به تصریح نکالی دگر آمد در وصف صفا حیدر اقبال به چشمم بر دلدل دولت به دلالی دگر آمد