هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته) از مولوی |
' |
| کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته | خوش بود این جسمها با جانها آمیخته | |
| این صدفهای دل ما با چنین درد فراق | با گهرهای صفای باوفا آمیخته | |
| روز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرین | لطف و قهری جفت و دردی با صفا آمیخته | |
| وصل و هجران صلح کرده کفر ایمان یک شده | بوی وصل شاه ما اندر صبا آمیخته | |
| گرگ یوسف خلق گشته گرگی از وی گم شده | بوی پیراهن رسیده با عما آمیخته | |
| خاک خاکی ترک کرده تیرگی از وی شده | آب همچون باده با نور صفا آمیخته | |
| شادیا روزی که آن معشوق جانهای لقا | آمده در بزم مست و با شما آمیخته | |
| مست کرده جمله را زان غمزه مخمور خویش | تا ز مستی اجنبی با آشنا آمیخته | |
| تا ز بسیاری شراب ابلیس چون آدم شده | لعنت ابلیس هم با اصطفا آمیخته | |
| آن در بسته ابد بگشاده از مفتاح لطف | قفلهای بیوفایی با وفا آمیخته | |
| سر سر شمس دین مخدوم ما پیدا شده | تا ببینی بنده با وصف خدا آمیخته | |
| ای خداوند شمس دین فریاد از این حرف رهی | ز آنک هر حرفی از این با اژدها آمیخته | |
| یک دمی مهلت دهم تا پستتر گیرم سخن | ز آنک تند است این سخن با کبریا آمیخته | |
| در ره عشاق حضرت گو که از هر محنتش | صد هزاران لطف باشد با بلا آمیخته | |
| قطره زهر و هزاران تنگ تریاق شفا | نفخه عیسی دولت با وبا آمیخته | |
| خواری آن جا با عزیزی عهد بسته یک شده | پستی آن جا از طبیعت با علا آمیخته | |
| جان بود ارزان به نرخ خاک پیش جان جان | گر چه این جا هست جانها با غلا آمیخته | |
| از پی آن جان جان جانها چنان گوهر شده | مس جان با جان جان چون کیمیا آمیخته | |
| آخر دور جهان با اولش یک سر شده | ابتدای ابتدا با انتها آمیخته | |
| در سرای بخت رو یعنی که تبریز صفا | تا ببینی این سرا با آن سرا آمیخته |