هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند) از مولوی |
' |
| مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند | بوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند | |
| کافر و ممن گر از خوی خوشش واقف شوند | خوی را خود واکند در حین و خو با او کند | |
| آفتابی ناگهان از روی او تابان شود | پردها را بردرد وین کار را یک سو کند | |
| چنگ تنها را به دست روحها زان داد حق | تا بیان سر حق لایزالی او کند | |
| تارهای خشم و عشق و حقد و حاجت میزند | تا ز هر یک بانگ دیگر در حوادث رو کند | |
| شاد با چنگ تنی کز دست جان حق بستدش | بر کنار خود نهاد و ساز آن را هو کند | |
| اوستاد چنگها آن چنگ باشد در جهان | وای آن چنگی که با آن چنگ حق پهلو کند | |
| باز هم در چنگ حق تاریست بس پنهان و خوش | کو به ناگه وصف آن دو نرگس جادو کند | |
| نرگسان مست شمس الدین تبریزی که هست | چشم آهو تا شکار شیر آن آهو کند |