هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/مرا حلوا هوس کردست حلوا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (مرا حلوا هوس کردست حلوا) از مولوی |
' |
| مرا حلوا هوس کردست حلوا | میفکن وعده حلوا به فردا | |
| دل و جانم بدان حلواست پیوست | که صوفی را صفا آرد نه صفرا | |
| زهی حلوای گرم و چرب و شیرین | که هر دم میرسد بویش ز بالا | |
| دهانی بسته حلوا خور چو انجیر | ز دل خور هیچ دست و لب میالا | |
| از آن دستست این حلوا از آن دست | بخور زان دست ای بیدست و بیپا | |
| دمی با مصطفا و کاسه باشیم | که او می خورد از آن جا شیر و خرما | |
| از آن خرما که مریم را ندا کرد | کلی و اشربی و قری عینا | |
| دلیل آنک زاده عقل کلیم | ندایش میرسد کای جان بابا | |
| همیخواند که فرزندان بیایید | که خوان آراستهست و یار تنها |