هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی) از مولوی |
' |
| ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی | یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی | |
| هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغی | بیولوله زاغی بیگرگ جگرخایی | |
| افکند خبر دشمن در شهر اراجیفی | کو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی | |
| از رشک همیگوید والله که دروغ است آن | بیجان کی رود جایی بیسر کی نهد پایی | |
| من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابم | او هر طرفی یابد شوریده و شیدایی | |
| مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابد | چو چشم تو خماری چون روی تو صحرایی | |
| این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورت | در عشق پدید آید هر یوسف زیبایی | |
| بیعشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند | وز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی | |
| گر نام سفر گویم بشکن تو دهانم را | دوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی | |
| من بیسر و پا گشتم خوش غرقه این دریا | بیپای همیگردم چون کشتی دریایی | |
| از در اگرم رانی آیم ز ره روزن | چون ذره به زیر آیم در رقص ز بالایی | |
| چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازم | در روزن این خانه در گردش سودایی | |
| بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسی | برگو که در این دولت تیره نشود رایی | |
| بربند دهان برگو در گنبد سر خود | تا ناله در آن گنبد یابی تو مثنایی | |
| شمس الحق تبریزی از لطف صفات خود | از حرف همیگردد این نکته مصفایی |