هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین) از مولوی |
' |
| در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین | با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین | |
| خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفته | اسرار به هم گفته شاباش زهی آیین | |
| یاران بشوریده با جان بسوزیده | بگشاده دل و دیده در شاهد بیکابین | |
| چون عشق تو رامم شد این عشق حرامم شد | چون زلف تو دامم شد شب گشت مرا مشکین | |
| شد زنگی شب مستی دستی همگان دستی | در دیده هر هستی از دیده زنگی بین | |
| آن چرخ فرومانده کبش بنگرداند | این چرخ چه می داند کز چیست ورا تسکین | |
| می گردد آن مسکین نی مهر در او نی کین | که کندن آن فرهاد از چیست جز از شیرین | |
| شه هندوی بنگی را آن مایه شنگی را | آن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین | |
| شمعی تو برافروزی شمس الحق تبریزی | تا هندوی شب سوزی از روی چو صد پروین |