هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (جانا قبول گردان این جست و جوی ما را) از مولوی |
' |
| جانا قبول گردان این جست و جوی ما را | بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را | |
| بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله | تا گل سجود آرد سیمای روی ما را | |
| مخمور و مست گردان امروز چشم ما را | رشک بهشت گردان امروز کوی ما را | |
| ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را | از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را | |
| شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم | فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را | |
| ای آب زندگانی ما را ربود سیلت | اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را | |
| گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو | همخوی خویش کردست آن باده خوی ما را | |
| گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم | زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را | |
| مهمان دیگر آمد دیکی دگر به کف کن | کاین دیگ بس نیاید یک کاسه شوی ما را | |
| نک جوق جوق مستان در میرسند بستان | مخمور چون نیابد چون یافت بوی ما را | |
| ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید | گر بشنود عطارد این طرقوی ما را | |
| سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان | زخمه به چنگ آور میزن سه توی ما را | |
| بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا | گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را |