هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (تو آب روشنی تو در این آب گل مکن) از مولوی |
' |
| تو آب روشنی تو در این آب گل مکن | دل را مپوش پرده دل را تو دل مکن | |
| پاکان به گرد در به تماشا نشستهاند | دل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن | |
| دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق | ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن | |
| مس را که زر کنند یکی علم دیگر است | زینها که میکنی نشود زر بهل مکن | |
| دوری بگشت این تن کز دل بگشتهای | سی سال دور باشد سی را چهل مکن | |
| چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد | این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن | |
| هنگامههاست در ره هر جا مهای است رو | بیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن |