هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/تازه شد از او باغ و بر من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (تازه شد از او باغ و بر من) از مولوی |
' |
| تازه شد از او باغ و بر من | شاخ گل من نیلوفر من | |
| گشته است روان در جوی وفا | آب حیوان از کوثر من | |
| ای روی خوشت دین و دل من | ای بوی خوشت پیغامبر من | |
| هر لحظه مرا در پیش رخت | آیینه کند آهنگر من | |
| من خشک لبم من چشم ترم | این است مها خشک و تر من | |
| آن کس که منم خاک در او | میکوبد او بام و در من | |
| آن کس که منم پابسته او | میگردد او گرد سر من | |
| باده نخورم ور ز آنک خورم | او بوسه دهد بر ساغر من | |
| پستان وفا کی کرد سیه | آن دایه جان آن مادر من | |
| از من دو جهان صد بر بخورد | چون آید او اندر بر من | |
| دزدار فلک قلعه بدهد | چون گردد او سرلشکر من | |
| بربند دهان غماز مشو | غماز بس است آن گوهر من |