هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

دیوان شمس/ای جان لطیف و ای جهانم

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (ای جان لطیف و ای جهانم)
از مولوی
'


ای جان لطیف و ای جهانم از خواب گرانت برجهانم
بی‌شرم و حیا کنم تقاضا دانی که غریم بی‌امانم
گر بر دل تو غبار بینم از اشک خودش فرونشانم
ای گلبن جان برای مجلس بگرفته امت که گل فشانم
یک بوسه بده که اندر این راه من باج عقیق می ستانم
بسیار شب است کاندر این دشت من از پی باج راهبانم
شب نعره زنم چو پاسبانان چون طالب باج کاروانم
همخانه گریخت از نفیرم همسایه گریست از فغانم