هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی) از مولوی |
' |
| ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی | با حلقه عشاقان رو بر در حیرانی | |
| در زلف چو چوگانت غلطیده بسی جانها | وز بهر چنان مشکی جان عنبر حیرانی | |
| از کون حذر کردم وز خویش گذر کردم | در شاه نظر کردم من چاکر حیرانی | |
| من یوسف دلخواهم چاه زنخت خواهم | هم ممن این راهم هم کافر حیرانی | |
| هم باده آن مستم هم بسته آن شستم | تا چست برون جستم از چنبر حیرانی | |
| ای عقل شده مهتر ای گشته دلت مرمر | آخر تو یکی بنگر در دلبر حیرانی | |
| ور نه بستیزم من در کار تو خیزم من | خون تو بریزم من از خنجر حیرانی | |
| از دولت مخدومی شمس الحق تبریزی | هم فربه عشقم من هم لاغر حیرانی |