هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری) از مولوی |
' |
| ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری | به جانی کز وصالت زاد مهجوری روا داری | |
| گرفتم دانه تلخم نشاید کشت و خوردن را | تو با آن لطف شیرین کار این شوری روا داری | |
| تو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانی | مرا در دل چنین سوزی و محروری روا داری | |
| اگر در جنت وصلت چو آدم گندمی خوردم | مرا بیحله وصلت بدین عوری روا داری | |
| مرا در معرکه هجران میان خون و زخم جان | مثال لشکر خوارزم با غوری روا داری | |
| مرا گفتی تو مغفوری قبول قبله نوری | چنین تعذیب بعد از عفو و مغفوری روا داری | |
| مها چشمی که او روزی بدید آن چشم پرنورت | به زخم چشم بدخواهان در او کوری روا داری | |
| جهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودی | معاذالله که آزار یکی موری روا داری | |
| تو آن شمسی که نور تو محیط نورها گشتهست | سوی تبریز واگردی و مستوری روا داری |