هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری) از مولوی |
' |
| از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری | در گور کجا گنجی چون نور خدا داری | |
| خوش باش کز آن گوهر عالم همه شد چون زر | ماننده آن دلبر بنما که کجا داری | |
| در عشق نشسته تن در عشرت تا گردن | تو روی ترش با من ای خواجه چرا داری | |
| در عالم بیرنگی مستی بود و شنگی | شیخا تو چو دلتنگی با غم چه هواداری | |
| چندین بمخور این غم تا چند نهی ماتم | همرنگ شو آخر هم گر بخشش ما داری | |
| از تابش تو جانا جان گشت چنین دانا | بسم الله مولانا چون ساغرها داری | |
| شمس الحق تبریزی چون صاف شکرریزی | با تیره نیامیزی چون بحر صفا داری |