هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

دیوان بیدل شیرازی/بزم محبت

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رطل گران بزم محبت
از بیدل شیرازی
'
دیوان بیدل شیرازی


خوشا و خرما آن روزگاری كه ما را بود بر كف زلف یاری
شبان تیره چشمانم نخفتند به یاد صبح روی گلعذاری
ندیده آن سر زلف پریشان چه داند حال زار بی قراری
دلا بزم محبت خوش بهشتی است كه كس با كس در آنجا نیست كاری
منه پا ترك سر نا گفته در وی كه بحر عشق را نبود كناری
در آن میدان كه عشق آید به جولان ز رستم رخش گیرد تی سواری
ندانستی كه تیر عشق خوبان ز پا می افكند اسفندیاری
نبودت چون به دل تاب از چه بستی چو بیدل دل به زلف تابداری

***