هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر از جور جانان ننالی رواست

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (گر از جور جانان ننالی رواست)
از خواجوی کرمانی
'


گر از جور جانان ننالی رواست که دردی که از دوست باشد دواست
چه بویست کارام دل می‌برد مگر بوی زلف دلارام ماست
عجب دارم از جعد مشکین او که با اوست دایم پریشان چراست
نه تنها بدامش نهم پای بند بهر تار مویش دلی مبتلاست
تو گوئی که صد فتنه بیدار شد چو جادویش از خواب مستی بخاست
بتابیش ازین قصد آزار من مکن زانک هر نیک و بد را جزاست
گدایی چو خواجو چه قدرش بود که درخیل خوبان سلیمان گداست