هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خواجوی کرمانی (غزلیات)/دل بدست یار و غم در دل بماند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (دل بدست یار و غم در دل بماند) از خواجوی کرمانی |
' |
| دل بدست یار و غم در دل بماند | خارم اندر پای و پا در گل بماند | |
| ما فرو رفتیم در دریای عشق | وانکه عاقل بود بر ساحل بماند | |
| ساربان آهسته رو کاصحاب را | چشم حسرت در پی محمل بماند | |
| کی تواند زد قدم با کاروان | ناتوانی کاندرین منزل بماند | |
| یادگار کشتگان ضرب عشق | نیم جانی بود و با قاتل بماند | |
| ای پسر گر عاقلی دیوانه شو | کانکه او دیوانه شد عاقل بماند | |
| کبک را بنگر که چون شد پای بند | چشم بازش در پی طغرل بماند | |
| هر که او در عاشقی عالم نشد | تا قیامت همچنان جاهل بماند | |
| دل چو رویش دید و جانرا در نباخت | خاطر خواجو عظیم از دل بماند |