هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خواجوی کرمانی (غزلیات)/تخفیف کن از دور من این باده که مستم

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (تخفیف کن از دور من این باده که مستم)
از خواجوی کرمانی
'


تخفیف کن از دور من این باده که مستم وزغایت مستی خبرم نیست که هستم
بر بوی سر زلف تو چون عود برآتش می‌سوزم و می‌سازم و با دست بدستم
در حال که من دانه‌ی خال تو بدیدم در دام تو افتادم و از جمله برستم
دیشب دل دیوانه‌ی بگسسته عنانرا زنجیر کشان بردم و در زلف تو بستم
با چشم تو گفتم که مکن عربده جوئی گفت از نظرم دور شو این لحظه که مستم
زان روز که رخسار چو خورشید تو دیدم چون سنبل هندوی تو خورشید پرستم
آهنگ سفر کردی و برخاست قیامت آن لحظه که بی قامت خوبت بنشستم
شاید که ز من خلق جهان دست بشویند گر در غمت از هر دو جهان دست نشستم
هر چند شکستی دل خواجو بدرستی کان عهد که با زلف تو بستم نشکستم