هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خاقانی (غزلیات)/خاکم که مرا منی نیابی

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خاقانی (غزلیات) (خاکم که مرا منی نیابی)
از خاقانی
'


خاکم که مرا منی نیابی بادم که مرا تنی نیابی
هیچم به عیار تو دو جو کم گر بر محکم زنی نیابی
دشمن کامم ز دوستداریت وز من دم دشمنی نیابی
چون من تو شدم تو زی مغان شو کنجا توئی و منی نیابی
چون سایه مرا به تیرگی جوی کاندر ره روشنی نیابی
گفتی که چه نامی از دلت پرس کز من صفت منی نیابی
نقش الحجر دل تو نامم جز عاشق گلخنی نیابی
بار دل من توئی که جز گل بار گل خوردنی نیابی
در سینه‌ی آتشین طلب دل کاندر بر سوسنی نیابی
دل تافته شد مجوی ازو صبر کز آتش آهنی نیابی
پیروزه‌ی چرخ را از آهم جز رنگ خماهنی نیابی
خاقانی را چنان مکن گم کانگه که طلب کنی نیابی