هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو) از اوحدی مراغهای |
' |
| ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو | سوگند سخت من به دل همچو سنگ تو | |
| در دهر سوکوار نباشد به حال من | در شهر غمگسار نباشد بینگ تو | |
| پیش رخت ز شرم بریزند رنگها | صورتگران چین چو ببینند رنگ تو | |
| بر زان دل چو سنگ و بر همچو سیم خام | آنکس خورد، که سیم بریزد به سنگ تو | |
| مپسند کشتن من مسکین، که بعد ازین | مانند من شکار نیفتد به چنگ تو | |
| اکنون سپر چه سود؟ که بر دل گذار کرد | پیکان تیر غمزهی همچون خدنگ تو | |
| میدان فراخ یافتهای، اوحدی،ولی | در وصل او عجب که رسد دست تنگ تو! |