هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

انوری (غزلیات)/ره فراکار خود نمی‌دانم

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات) (ره فراکار خود نمی‌دانم)
از انوری
'


ره فراکار خود نمی‌دانم غم من نیستت به غم زانم
عاشقم بر تو و همی دانی فارغی از من و همی دانم
نکنی جز جفا که نشکیبی نکنم جز وفا که نتوانم
کافری می‌کنی در این معنی کافرم گر کنون مسلمانم
گفتیم تا به بوسه فرمانست گفتمت تا به جان به فرمانم
گرچه برخاستی تو از سر این من همه عمر بر سر آنم
کی به جان برکشم ز تو دندان چون ز جان خوشتری به دندانم
مهر مهر تو بر نگین دلست تاج عهد تو بر سر جانم
با چنین ملک در ولایت عشق انوری نیستم سلیمانم