هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خاقانی (قصاید)/با آنکه به موی مانم از غم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قصاید) (با آنکه به موی مانم از غم) از خاقانی |
' |
با آنکه به موی مانم از غم موئی ز جفا نمیکنی کم دندان نکنی سپید تا لب از تب نکنم کبود هر دم گر گونهی غمگنان ندارم زان نیست که هستم از تو خرم دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراک بسیار دمیدم آتش غم از جور تو آفتاب عمرم بالای سر آمده است ارحم خاقانی را به نیش مژگان بس کز رگ جان گشادهای دم در خاطر او ز آتش و آب عشق تو سپه کشد دمادم زان آتش و آب رست سروی کز فیض بهاء دین کشد نم مصباح امم امام اکمل مفتاح همم همام اکرم