هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خاقانی (غزلیات)/جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم) از خاقانی |
' |
جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم وز راه هوای تو گذشتن نتوانم درجان من اندیشهی تو آتشی افکند کانرا به دو صد طوفان کشتن نتوانم صد رنگ بیامیزم چه سود که در تو مهری که نبوده است سرشتن نتوانم تا بودم بر قاعدهی مهر تو بودم تا باشم ازین قاعده گشتن نتوانم چون نامه نویسم به تو از درد دل خویش جان تو که از ضعف نوشتن نتوانم حال دل خاقانی اگر شرح پذیرد حقا که به صد نامه نوشتن نتوانم