هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (سر دل گویی، ز جان اندیشه کن) از اوحدی مراغهای |
' |
سر دل گویی، ز جان اندیشه کن در دلش دار، از زبان اندیشه کن لاف کشف و غیب دانی میزنی از خدای غیب دان اندیشه کن در زمین از آسمان گویی سخن ای زمین، از آسمان اندیشه کن یا ز دین آشکارا شرم دار یا ز دانای نهان اندیشه کن ای که میخسبی به شبهای چنین آخر از روز چنان اندیشه کن تیر فرصت در کمان جهدتست میرود تیر از کمان، اندیشه کن دل به باد آرزوها بر مده ناتوانی تا توان اندیشه کن بهر سود اندر خطرها میروی سود دیدی، از زیان اندیشه کن گر ندانی رفتن خود را یقین بنگر و زین رفتگان اندیشه کن این زمان اندیشه بیکارست و فکر کار خود را این زمان اندیشه کن اوحدی زین ورطه آمد بر کنار ای که غرقی در میان اندیشه کن