هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم) از اوحدی مراغهای |
' |
تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم خانهی عقل به یک بار برانداختهایم بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیر گو: مینداز، که ما خود سپر انداختهایم هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کرد تیر آهی که به وقت سحر انداختهایم ای که قصد سر ما داری، اگر لایق تست بپذیرش، که به پای تو در انداختهایم به جفا از در خود دور مگردان ما را تا بجوییم دلی را که در انداختهایم قدر خاک درت اینها چه شناسد؟ که آن توتیاییست که ما در بصر انداختهایم اوحدی راز خود از خلق نمیپوشاند گو: ببینید که: ما پرده در انداختهایم