هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۴۰ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' اوحدی مراغه‌ای (غزلیات) (روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم)
از اوحدی مراغه‌ای
'


روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم در خویش زنم آتش و مردانه بسوزم چون با من بیگانه غمش را سر خویشست با خویش در آمیزم و بیگانه بسوزم دیوانه شوم، سر به خرابات برآرم بر خویش دل عاقل و دیوانه بسوزم گر آتش اندوه برین آب بماند هم رخت براندازم و هم خانه بسوزم در وصل دلم را نه به پیمانه دهد می در می‌فگنم آتش و پیمانه بسوزم یاران همه در گلشن وصلند به شادی من چند درین گلخن ویرانه بسوزم؟ گر بر گذرم دام نهد، اوحدی، این بار هم دام بدرانم و همه دانه بسوزم