هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

رضا شاه پهلوی - ایران نوین

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۸ نوامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۳:۱۶ توسط Bellavista (گفتگو | مشارکت‌ها) (←‏از کودتای سوم اسفند تا تاجگذاری رضا شاه پهلوی: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح سجاوندی، اصلاح ارقام)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ایران نوین با نام رضا شاه پهلوی عجین شده است، که با آن برنامه رفرم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که با آن از پرشیا ملت ایران ساخته شد. پایه‌های این برنامه، قانون اساسی مشروطه بود. آغاز این برنامه رفرم گسترده با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بود. از فرمان مظفرالدین شاه تا کودتای سوم اسفند ماه، پانزده سال می‌گذشت. در این پانزده سال، ایران سه پادشاه داشت، سی و سه کابینه ولی سه دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی. در درازای این زمان ده سال مجلس شورای ملی بسته بود و در پنج سالی که مجلس شورای ملی باز بود تنها ۸۲ قانون به تصویب رسید.

از فرمان مشروطه تا کودتای سوم اسفند ماه ۱۲۹۹

با نیرنگ‌های محمدعلی شاه و دولت روسیه که دشمن مشروطه بودند در روز ۲ تیر ماه ۱۲۸۷ به فرمان محمدعلی شاه کلنل لیاخوف روسی مجلس شورای ملی را به توپ بست و مشروطه در سراسر ایران بجز تبریز برچیده شد. از این روز که آغاز استبداد صغیر نامیده می‌شود تا فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان گیلان و اسپهان در ۲۵ تیر ماه ۱۲۸۸ یک سال و چند هفته پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی، سرانجام ننگ کشور ایران محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پسر خردسالش احمد میرزا به نایب السلطنگی عضدالدوله رییس ایل مغول قاجار شاه شد.

مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوم در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ برگزار شد. کشور ایران که بر اساس قرارداد ۱۹۰۷ بین انگلیس و روسیه به دو بخش تقسیم شده‌بود، با التیماتوم تاریخی روسیه اشغال شد. این اشغال از آنجا سرچشمه گرفت که مجلس شورای ملی برای بنیان سیستم مالی و مالیاتی برای ایران و برچیدن مستوفی گری و (سردسته مستوفیان مصدق مستوفی خراسان خون گریست. کریر مصدق که می‌خواست مستوفی اول بشود با مشروطه از بین رفت) از ایران مورگان شوستر امریکایی را به ایران دعوت کرد. شوستر با دگرگون ساختن سیستم مالی ایران و بهبود وضع گمرکات و مالیه و مالیات قاجاریان و دولت روسیه را آشفته کرد و آنان که این استخدام از سوی مجلس شورای ملی را خلاف پروژه‌های استعماری خود می دیدند، برآن شدند که دولت روسیه به دولت ایران التیماتوم چهل و هشت ساعته بدهد که مورگان شوستر باید از ایران بیرون برود. روز ۹ آذر ماه ۱۲۹۰ ارتش روسیه استان گیلان را اشغال کرد. ۷ دی ۱۲۹۰ قوای روسیه تهران را نیز اشغال نظامی کرد و سه سال مجلس شورای ملی بسته ماند.

مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری سوم در روز ۱۴ آذر ماه ۱۲۹۳ گشایش یافت پس از یازده ماه در آبان ماه ۱۲۹۴. جنگ جهانی اول روی داد و ایران از سوی ارتش روسیه و ارتش انگلیس اشغال نظامی شد و کارزار سه ارتش عثمانی، انگلیس و روسیه شد و مجلس شورای ملی برای شش سال بسته ماند.. تا اینکه در نبودن مجلس شورای ملی در امرداد ماه ۱۲۹۸ وثوق الدوله نخست وزیر قاجار با دو تن دیگر از وزیرانش که نزدیکانش نیز بودند، قرارداد ۱۹۱۹ را بست و کشور ایران تحت الحمایه کشور انگلیس شد. یعنی این سه تن قاجاری کشور ایران را فروختند. یعنی در پانزده سال نخست نزدیک به ده سال مجلس شورای ملی بسته ماند.

پالویچ تاریخ نگار روسی درباره وضع ایران می‌نویسد در سال‌های پیش از ۱۹۱۸ برابر با ۱۲۹۷در ایران همه آسیب‌های رژیم فئودالیته که با سلطنت استبدادی قاجار پرده پوشی شده بود، با مشروطه آشکار شد. این آسیب‌ها بهم ریختگی بیش از اندازه دستگاه‌های دولتی، عدم تمرکز که ناشی از آزادی بی اندازه و خود مختاری فئودال‌ها، نبودن ارتش برای سرکوبی خان‌های یاغی و روسای سرکش و جلوگیری از تهاجمات خارجی که با رضایت طبقه فئودال به کشور ایران انجام می‌گرفت، نیاز مالی دولت و توده‌های بزرگ شهر و ده که در نتیجه زورگویی مالکان و مامورین مستوفیان برای جمع آوری بدون کنترل مالیات‌ها در بند بودند، نبودن عدالت و غیره.... یعنی در درازای ۱۳۴ سال سلطنت قاجار ایران و مردم ایران در چنین تنگنایی قرارداشت که سر به انقلاب مشروطه برآورد. تا این زمان ۸۲ قانون از مجلس شورای ملی گذشته بود.

در درازای این زمان در گوشه و کنار کشور ایران خائنین سر به گردنکشی برداشتند و برای خود هر یک حکومتی همان حکومت ملوک الطوایفی با پشتیبانی استعمار براه انداخته بودند. در آستانه یورش میرزا کوچک خان با ارتش روسیه به تهران، میهن پرستان سرتیپ رضا خان و سید ضیاالدین طباطبایی و دیگران کمیته آهن را برپا ساختند و برنامه کودتایی را ریختند و شب دوم به سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ به تهران تاختند و استقلال کشور ایران و تمامیت ارضی ایران را بازگرداندند.

از کودتای سوم اسفند تا تاجگذاری رضا شاه پهلوی

با کودتای سوم اسفند فتح الله اکبر سپهدار رشتی برکنار شد و سید ضیا طباطبایی به نخست وزیری برگزیده شد. سید ضیا نخستین نخست وزیر بود که کوشش کرد که قدرت قاجاریان را بشکند و چپاول ایران را متوقف سازد. با موج دستگیری‌های خانواده قاجار نزدیکان دربار بیش از ۲۰۰ تن زمینداران بزرگ و زندانی کردن آنان. سید ضیا گفت که اینان زمانی آزاد می‌شوند زمانی که مالیات بپردازند، هر خانواده ۴ میلیون تومان و با این مالیات می‌باید دارایی‌هایی که غیرقانونی برای خود جمع آوری کرده بودند را به دولت ایران پس دهند. پس از چند ماهی، فشار سیاسی این قاجاریان بر احمد شاه چنان افزایش یافت که احمد شاه سید ضیا را بر کنار کرد و احمد قوام السلطنه را از زندان بیرون آورد و فرمان نخست وزیری وی را داد. این کودتا از دیدگاه سیاسی دنباله‌ای دیگر پیدا نمی‌کرد اگر سید ضیا سرتیپ رضا خان را به وزارت جنگ نمی‌گمارد.

همه قاجاریان از زندان آزاد شدند و احمد قوام السلطنه به همان شیوه کهن قاجار به نخست وزیری پرداخت همانند ۳۳ کابینه پیشتر از کابینه وی. در مجلس شورای ملی دوره چهارم قانونگذاری، پنج کابینه و سه نخست وزیر که به تناوب روی کار آمدند، احمد قوام السلطنه، حسن پیرنیا مشیرالدوله، احمد قوام السلطنه، حسن مستوفی مستوفی الممالک و حسن پیرنیا مشیرالدوله. رضا خان وزیر جنگ و سردار سپه در همه این کابینه‌ها تنها وزیر بود که ماند. رضا خان وزیر جنگ از نیروهای پراکنده قزاق‌ها، ژندارم‌ها و پلیس جنوب یک ارتش یکپارچه ساخت و با سرکوب کردن جنبش‌های جدایی خواهی در سراسر کشور ایران در شمال ایران میرزا کوچک خان، در غرب اسماعیل آقا نامی به سیمقو، در خراسان لاهوتی و کلنل پسیان، در فارس قشقایی‌ها و در بلوچستان آرامش و امنیت و یکپارچگی کشور را برگرداند. رضا خان وزیر جنگ که پیروزمندانه در کار خود پیش می‌رفت، توانست در درازای دو سال ارتش یک پارچه‌ای بسازد که ۳۳ وزیر جنگ پیش از رضا خان نتوانستند انجام دهند. رضا خان وزیر جنگ و سردار سپه همه نغمه‌های جدایی خواهی در ایران را سرکوب کرد که ۳۳ نخست وزیر پیش از او نتوانستند آن را به انجام برسانند.

این پیروزگری‌ها که رضا خان وزیر جنگ و سردار سپه با شایستگی خود به دست آورد، زمینه این شد که احمد شاه در آبان ماه ۱۳۰۴ فرمان نخست وزیری رضا خان وزیر جنگ را داد. با این فرمان برای نخستین بار نخست وزیری برگزیده شد که از قاجاریان نبود. با نخست وزیری رضا خان، احمد شاه با سیاست در ایران بدرود گفت و فرانسه را به عنوان میهن خود برگزید و وظایف پادشاهی خود را به برادرش محمد حسن میرزا داد و وی را نایب السلطنه خواند که خلاف قانون اساسی مشروطه است.

رضا خان نخست وزیر و وزیر جنگ با همکاری نمایندگان مجلس دوره پنجم قانونگذاری، قوانین بسیاری را برای بیناین ایران نوین و رفاه و آسایش مردم ایران به تصویب رساند. این قوانینی بود که نویسندگان قانون اساسی مشروطه برای ایران در سر داشتند ولی با پیوسته بستن مجلس شورای ملی و روی کار آمدن کابینه‌های گوناگون، و اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و انگلیس و هم چنین به سبب گرایش نداشتن قاجاریان در بوجود آمدن تغییرات اجتماعی و در رفاه و آرامش زندگی کردن مردم ایران، قانونی در این باره نوشته نشد و قانونی به اجرا نیامد.

از انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، ملت ایران دارای قانون اساسی شد ولی این به آن مفهوم نیست که حقوقی که آن قانون برای ملت تعیین کرده، ملت از آن برخوردار شدند و در پناه آن قرار گرفتند. با وجود انقلاب مشروطه در ایران خواست‌های ملت ایران که در قانون اساسی مشروطه به نوشتار آمده بود از به عمل درآمدن بسیار دور بود. گذرگاه مشروطه تا به نخست وزیری رضا خان پهلوی راهی سنگلاخ و پر از پستی و بلندی بود. رضا خان پهلوی نخست وزیر و وزیر جنگ و فرمانده کل قوا، اساس مشروطیت ایران را هستی بخشید و مشروطیت را به دستمایه‌ها و افزارگان مدرن آراستند و بنای حقوقی قانون اساسی مشروطه را برای بهره برداری فراگیر و درست نسل‌های آینده ایران پایدار ساختند. سرانجام مشروطه با نخست وزیری رضا خان پهلوی دوباره زنده شد.

نخستین قانون در راه بنیان ایران نوین، دگرگون ساختن تقویم تازی که بر پایه گردش ماه بود از میان برداشته شد و تقویم ایرانی جلالی با نام ماه‌های ایرانی و گردش خورشید جایگزین آن شد. این قانون برنامه ایران نوین شد که ایران دوباره ایران شود و به تاریخ کهن خود بازگردد. قانون دیگر قانون بنیانگذاری نخستین بانک ایرانی بانک پهلوی قشون بود که به بانک سپه تغییر نام داد و برای نخستین بار ایرانیان توانستند در یک بانک ایرانی حساب بازکنند و نه در بانک روسی و یا انگلیسی. سومین قانون، قانون سجل احوال بود که با آن مردم ایران هویت یافتند و قانون برداشتن فرنام‌های توهین آمیز تازی قاجار به خرد مردم ایران با السلطنه، الدوله، الممالک، المُلک بود. قانون دیگر قانون انحصار قند و شکر و چای بود که با آن کشیدن راه آهن سراسری ایران سرمایه گذاری شد. با این قانون سنت کهن قاجاری که از بیگانگان وام گرفته شود شکسته شد. هم چنین سنت قاجاری که امتیاز به بیگانه بدهد تا پروژه‌ای سرمایه گذاری شود نیز به پایان رسید. پروژه کشیدن راه آهن نخستین پروژه‌ای بود که ایرانیان، خود آن را با پول خود به انجام رساندند. قانون بسیار مهم دیگر قانون نظام اجباری که با آن مردان ایران از تهی دست تا پولدار باید در کنار یکدیگر به کشور خدمت کنند.

رضا خان در درازای دو سال نخست وزیری خود، چهره ایران را بیش از ۳۳ نخست وزیری که پیش از او آمدند و رفتند دگرگون ساخت. رضا خان نخست وزیر، در کنار نخست وزیر بودن، وزیر جنگ نیز بود. با وزیر جنگ بودن، رضا خان پهلوی تمامیت ارضی کشور را فراهم ساخت. آخرین جنبش جدایی خواهی در خوزستان از سوی شیخ خزعل در خوزستان به پشتیبانی دولت انگلیس برپا شده بود که برای منطقه خوزستان خودمختاری بگیرد و شیخ نشینی مانند کویت یا دیگر شیخ نشین‌ها در خلیج فارس برپا کند. رضا خان پهلوی نخست وزیر و وزیر جنگ و فرمانده کل قوا با چهار لشکر روانه خوزستان شدند. شیخ خزعل دریافت که با وجود پشتیبانی ارتش انگلیس نمی‌تواند با ارتش ایران به فرماندهی رضا خان پهلوی بجنگد و به پای رضا خان پهلوی نخست وزیر و وزیر جنگ افتاد و درخواست بخشش کرد. با سرکوب شیخ خزعل رضا خان نخست وزیر و وزیر جنگ به ایرانیان نشان داد که دولت انگلیس آن اندازه نفوذ در ایران دارد که دولت ایران پروانه آن را می‌دهد. با سرکوب شیخ خزعل، حکومت ایران استقلال خود را که قاجاریان به انگلیس داده بودند را پس گرفت.

در درازای دو سال نخست وزیری رضا خان پهلوی، رستاخیزی در ایران بوجود آمد همانند زمانی که فرمان مشروطه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی صادر شد. ایرانیان دریافتند که مردی از میان مردم ایران می‌تواند دولت بهتری باشد تا از همه این نخست وزیران قاجاری، و زمانی که احمد شاه تلگرامی به مجلس شورای ملی و نخست وزیر فرستاد که می‌خواهد به ایران بازگردد در سراسر ایران شورش برپا شد که احمد شاه پروانه ندارد که بازگردد و ایران را دوباره به آشوب بکشاند. برای ایرانیان آشکار بود که اگر مردی از میان مردم بتواند دولت بهتری در ایران برپا کند، می‌تواند حکومت بهتری را در ایران برقرار سازد. نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم بر آن شدند که سلسله قاجار مغول را در ایران منقرض کنند و حکومت موقتی را به رضا خان پهلوی بدهند. مجلس موسسان برای دگرگون ساختن چهار اصل متمم قانون اساسی مشروطه برگزار شد که در آن رضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد و شاهنشاهی ایران به خاندان پهلوی از سوی ملت ایران داده شد.