هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (یا بپوش آن روی زیبا در نقاب) از اوحدی مراغهای |
' |
یا بپوش آن روی زیبا در نقاب یا دگر بیرون مرو چون آفتاب بند کن زلف جهان آشوب را گر نمیخواهی جهانی را خراب رنج من زان چشم خوابآلود تست چون کنم، کندر نمیآید ز خواب؟ زلف را وقتی اگر تابی دهی آن تو دانی، روی را از من متاب من که خود میمیرم از هجران تو بر هلاک من چه میجویی شتاب؟ تا نرفتی در نیامد تیره شب تا نیایی بر نیاید آفتاب حال هجران تو من دانم، که من سینهای دارم پر از آتش کباب عاشقم، روزی بر آویزم بتو تشنهام، خود را در اندازم به آب اوحدی کامروز هجران تو دید ایزدش فردا نفرماید عذاب