هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
حافظ (غزلیات)/المنه لله که در میکده باز است
| ' | حافظ (غزلیات) (المنه لله که در میکده باز است) از حافظ |
' |
المنةلله که در میکده باز است زآن رو که مرا بر در او روی نیاز است خُمها همه در جوش و خروشند ز مستی وآن می که در آن جاست حقیقت نه مَجاز است از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او مَحرَمِ راز است شرحِ شِکَن زلف خماندرخم جانان کوته نتوان کرد که این قصه دراز است بار دل مجنون و خم طُره لِیلی رُخسارهی محمود و کفِ پای اَیاز است بردوختهام دیده چو باز از همه عالم تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است در کعبهی کوی تو هر آن کس که بیاید از قبلهی ابروی تو در عین نماز است ای مجلسیان! سوز دل حافظ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است