مثنوی معنوی/دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر پنجم مثنوی (دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست) از مولوی |
' |
| این سخن از حد و اندازهست بیش | ای ایاز اکنون بگو احوال خویش | |
| هست احوال تو از کان نوی | تو بدین احوال کی راضی شوی | |
| هین حکایت کن از آن احوال خوش | خاک بر احوال و درس پنج و شش | |
| حال باطن گر نمیآید بگفت | حال ظاهر گویمت در طاق وجفت | |
| که ز لطف یار تلخیهای مات | گشت بر جان خوشتر از شکرنبات | |
| زان نبات ار گرد در دریا رود | تلخی دریا همه شیرین شود | |
| صدهزار احوال آمد همچنین | باز سوی غیب رفتند ای امین | |
| حال هر روزی بدی مانند نی | همچو جو اندر روش کش بند نی | |
| شادی هر روز از نوعی دگر | فکرت هر روز را دیگر اثر |