مثنوی معنوی/تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر پنجم مثنوی (تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر) از مولوی |
' |
| همچو قومی که تحری میکنند | بر خیال قبله سویی میتنند | |
| چونک کعبه رو نماید صبحگاه | کشف گردد که کی گم کردست راه | |
| یا چو غواصان به زیر قعر آب | هر کسی چیزی همیچیند شتاب | |
| بر امید گوهر و در ثمین | توبره پر میکنند از آن و این | |
| چون بر آیند از تگ دریای ژرف | کشف گردد صاحب در شگرف | |
| وآن دگر که برد مروارید خرد | وآن دگر که سنگریزه و شبه برد | |
| هکذی یبلوهم بالساهره | فتنة ذات افتضاح قاهره | |
| همچنین هر قوم چون پروانگان | گرد شمعی پرزنان اندر جهان | |
| خویشتن بر آتشی برمیزنند | گرد شمع خود طوافی میکنند | |
| بر امید آتش موسی بخت | کز لهیبش سبزتر گردد درخت | |
| فضل آن آتش شنیده هر رمه | هر شرر را آن گمان برده همه | |
| چون برآید صبحدم نور خلود | وا نماید هر یکی چه شمع بود | |
| هر کرا پر سوخت زان شمع ظفر | بدهدش آن شمع خوش هشتاد پر | |
| جوق پروانهی دو دیده دوخته | مانده زیر شمع بد پر سوخته | |
| میطپد اندر پشیمانی و سوز | میکند آه از هوای چشمدوز | |
| شمع او گوید که چون من سوختم | کی ترا برهانم از سوز و ستم | |
| شمع او گریان که من سرسوخته | چون کنم مر غیر را افروخته |