هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/جان ما را هر نفس بستان نو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (جان ما را هر نفس بستان نو) از مولوی |
' |
جان ما را هر نفس بستان نو گوش ما را هر نفس دستان نو ماهیانیم اندر آن دریا که هست روز روزش گوهر و مرجان نو تا فسون هیچ کس را نشنوی این جهان کهنه را برهان نو عیش ما نقد است وآنگه نقد نو ذات ما کان است وآنگه کان نو این شکر خور این شکر کز ذوق او میدهد اندر دهان دندان نو جمله جان شو ار کسی پرسد تو را تو کیی گو هر زمانی جان نو من زمین را لقمهام لیکن زمین رویدش زین لقمه صد لقمان نو زرد گشتی از خزان غمگین مشو در خزان بین تاب تابستان نو